سوگ و حماسه تاریخی در وداع رهبر شهید

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ حماسه ملت ایران در آیین تشییع پیکر امام خامنهای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده ایشان در حالی برگزار شد که جریان های انحرافی، فارسی زبانان سرسپرده و عمال صهیونیست در فضای رسانه و شبکههای اجتماعی به تکاپوی گستردهای برای کوچک نمایی و کاهش اثر حماسه عظیم وداع با رهبر شهید پرداختند.
رهبر شهید در جایگاه رهبر امتی با پیشینه تاریخی-تمدنی و عقیدتی غنی، در برابر دشمنترین دشمنان دین و مُلک حاضر به پذیرش ذلت و تسلیم نشدند
عزای رهبر شهید، فراتر از تکریم یک مقام سیاسی
وداع غمناک با رهبر شهید از جنس وداع رسمی با یک مقام سیاسی متوفی در کشورهای مختلف یا حتی وداع با سایر رهبران اسلامی و بعضاً محبوب با وجهه و سابقه ملی و میهنی و انقلابی نیست.
جایگاه رهبر شهید انقلاب فراتر از چهرهای سیاسی یا انقلابی محض و به مثابه امام یک امت مقاوم و راهنمای یک قوم در حال نبرد با استکبار بود که با حماسی ترین، مؤمنانه ترین و خالصانه ترین وجه ممکن به ایفای نقش تاریخی خود می پرداخت.
کمنظیر بودن رهبر شهید در تاریخ ایران
در حافظه جمعی و تاریخی ایرانی شیعه، کمتر حاکم، سلطان، پادشاه یا رهبری در سختترین دورانها با صادقانه ترین رویکرد سیاسی و عمیقترین نگاه دینی و ایمانی به حکمرانی پرداخته و حاضر به فدا کردن جان خود و خانوادهاش در راستای دین و مملکت شده است.
نظیر رویکرد رهبر شهید را فقط در امام خمینی (ره)، معمار کبیر انقلاب میتوان یافت که جان فرزند ارشد خود را فدای مبارزه با طاغوت کرد و در ایام جنگ هشت ساله حاضر به رفتن به پناهگاه یا ترک پایتخت نشد. آن رویکرد، تشییع تاریخی امام راحل را رقم زد و شهادت رهبر معظم، این وداع و سوگ و خونخواهی حماسی را.
علت اینکه از تلفیق سوگ و حماسه سخن میگوییم واضح است؛ رهبر شهید در جایگاه رهبر امتی با پیشینه تاریخی-تمدنی و عقیدتی غنی، در برابر دشمنترین دشمنان دین و مُلک حاضر به پذیرش ذلت و تسلیم نشدند. بیش از ٣۶ سال با هدایت عالمانه خود در سختترین دورانها و رویدادها، ضمن تلاش جهت جلب همه دیدگاهها و سلایق و میدان دادن به همه ملت و امکان انتخاب آنان و بازگذاشتن مسیر آزمون و خطا و عبرت و تجربه، جهتگیری کلی را مبتنی بر اصول و مبانی ای همچون استقلال، استکبارستیزی، حمایت از مستضعفان و مرعوب نشدن در برابر دشمنان و نبرد تا پای جان در راه آرمان و عقیده حفظ کردند و جان خود و خانوادهاش را نیز در این مسیر در طبق اخلاص گذاشتند و فدا نمودند.
سوگ چنین رهبری که در تاریخ ایران کمنظیر است حتی بسیاری از مخالفان سابق را - به اذعان خودشان - به گریه عزاداری و تأثر واداشت چرا که تا حافظه تاریخی یاری میکرد، کسی حاکمی اینچنین را در ذهن نداشت. در عین حال این سوگ تبدیل به حماسه سازی و تقویت انگیزه استقامت و مبارزه در مسیری که رهبر جانش را برای آن گذاشت شد و مراسم وداع با پیکر تجلی چنین حماسه سازی ای گشت.
وداع رهبر شهید، به چیزی فراتر از مراسم تبدیل میشود و تداعی گر شعائر عزاداری شیعی خاصه مناسک محرمی و عاشورایی میشود
وداعی از جنس برپایی شعائر دینی، نه مراسم سنتی
از این منظر حضور در مراسم وداع و قاعدتا تشییع نه از جنس یک بزرگداشت عادی، یا ابراز غم و اندوه صرف و آیین مرسوم و معمول برای یک متوفی؛ که از جنس برپایی نوعی شعائر عمیق متعالی در راستای تکریم فردی است که مظهر والاترین عقاید و ملیترین رویکردهاست و اینگونه معنا مییابد.
در چنین حالتی، این امت، پیرو، احیاگر، همراه و نگهبان مسیر امام خود است و حضور پرشور و حماسی در مراسم وداع با چنین امام و رهبری کارکرد سهگانه مورد اشاره را دارد. وداع و تشییع رهبر شهید، به مثابه یک شعائر از جنس تجدید بیعت و تاکید بر ادامه راه است. هر کنش و حرکتی در قالب مراسم وداع و تشییع، در این چارچوب شکل و مفهوم مییابد.
امت تربیت شده رهبر شهید، مراسم وداع را نه صرفا برای نوحه و مرثیه و ابراز احساسات که برای تاکید بر زنده بودن این مسیر و آرمان، آمادگی برای همراهی در جهت تداوم آن و فداکاری در راه حفظ آن میبیند. اینجاست که وداع رهبر شهید، به چیزی فراتر از مراسم تبدیل میشود و تداعی گر شعائر عزاداری شیعی خاصه مناسک محرمی و عاشورایی میشود و تجلی مبانی والای شیعی همچون شهادت و فداکاری در راه دین و تداوم این عقیده در طول تاریخ میشود.